{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(لطفا بخونید ونظرتون و کامنت بگذارید متشکرم)

(لطفا بخونید ونظرتون و کامنت بگذارید متشکرم)

اربابه آزارم....
یادت هست؟!!!!!!
دستم را گرفتی، هردو یخ بودیم؟
باران می بارید، شیشه شسته میشد؟
پنجره ها کیپ تا کیپ..
تمام شیشه از نفس هایمان بخار گرفته بودو من، ازسوزسرما، در گرمای آغوش تو، غرق بودم؟!!!!!!
نفس به نفس، سرمای تنم، باآتش آغوشت، ستیز میکرد!!
یادت هست؟!!!
خلوت خیابان صدایم میکرد..
تن به باران سپردم، هم رقص باران، میرقصیدم..
لبخند لبانت دیوانه ام میکرد و تو دیوانه خطابم کردی!! عاشق باران بودم، وباران که میبارید، عاشق ترت میشدم!!
باران من تویی، که هربارمی آیی و، اشک خاطره ام می بارد!!!
بوی باران، عطرت را در خیالم میپیچد!!
بغض اشعارم، نشت میکند!!
گلوی بغضم، درد میگیرد!!
یاد چشمانت از فرسنگها، هم مرا گرم میکند!!
نمیشود، به بوسه ای زیر باران دعوتم کنی؟!!..
یادت کافیست، تا عطشم، در چشمه ی آغوشت سیراب شود!!
نبودنت را عذاب میکشم، گویا آنقدر به آتش رسیده ام، که استخوانم میگدازد!!
هزاران باران آتش رفتنت را، در وجودم خاموش نمیکند!!
بت خونخوارم.... نامهربانم....
مثل باران اتفاقی ناگهانی باش و بیوفت...
دیدگاه ها (۲)

(لطفا بخونیدونظرتون وکامنت بگذارید متشکرم)برای دل بیتابم، کا...

عاشقانه میستایمت...ای بزرگ موندنی..ای طلایه دار روز..سایه گس...

فـال روزانـه جمعه ٥ آذر ١٣٩٥××××××××××××××××#فروردینفشار برا...

فـال روزانـه جمعه ٥ آذر ١٣٩٥××××××××××××××××#مهرایده آل های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط