{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می توان لبخند را عیدانه کرد

می توان لبخند را عیدانه کرد
می توان غم را زدل بیگانه کرد

بر درخت آرزوها می توان
پیله امید را پروانه کرد

می توان با نیت یک باغبان
شوره زاری تشنه را گلخانه کرد

یا که از بهر کبوترهای مست
پشت بام خانه را میخانه کرد

می توان با راندن نفرت زدل
در دل هر دشمنی کاشانه کرد

دل شکستن عادت دیرینه ایست
ترک این عادت مگر دیوانه کرد

می توان دست ضعیفی را گرفت
یا دمی زلف یتیمی شانه کرد

کاش میشد مرحم زخمی شویم
رخت آبادی به هر ویرانه کرد

می توان در ساحل دریای غم
با دلی خوش خنده ای مستانه کرد

مردی و مردانگی افسانه شد
کاش میشد یاد این افسانه کرد
دیدگاه ها (۶)

شعر جدیدم با نام... میخانه عشق... مثل همیشه با نظرات خوبتون ...

باسکوتت؛عقل وهوشم برده ای؛رحمی به این دیوانه کنبا بهشتِ دیدگ...

به ماه آسمون میگفت مثل عمو جون منی...اشک های رقیه |سلام‌الله...

#مظلومیت_مولا_علی#علیه_السلام💫چند خط روضه 🔸کاش باز از مأذنه ...

دیگر ساعت هم انگار عجله برای گذر زمان ندارد دل آنهم می لرزد ...

سلامی از دل به دلبر دیرینه ام . امروز خود را بسان موری در مل...

عاشق این شعرم . پیشنهاد می کنم حتما بخونیدش . کامنت لطفا ♥♥♥...

پسرک:تو به من خندیدیو نمی دانستیمن به چه دلهره از باغچه همسا...

شعر سیب حمید مصدق و جواب هاشعر اول رو حمید مصدق گفته بودتو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط