{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مطلبی زیبا از منوچهر احترامی

مطلبی زیبا از منوچهر احترامی
مارها قورباغه ها را می خوردند و قورباغه ها غمگین بودند
قورباغه ها به لک لک ها شکایت کردند
لک لک ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند
لک لک ها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغه ها
قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند
عده ای از آنها با لک لک ها کنار آمدند و عده ای دیگر خواهان بازگشت مارها شدند
مارها باز گشتند و همپای لک لک ها شروع به خوردن قورباغه ها کردند
حالا دیگر قورباغه ها متقاعد شده اند که برای خورده شدن به دنیا می آیند
تنها یک مشکل برای آنها حل نشده باقی مانده است
اینکه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان.....
حکایت این روزای ماست?
دیدگاه ها (۱۱)

خدایا ! خدایا !گهواره ام را تاب بده این روزها ناآرام شده ام ...

در صورت آدمی دو چیز مهم است.یکی لبخند و دیگری عمق نگاهش.این ...

.زنی به مشاور خانواده گفت:من و همسرم زندگی کم نظیری داریم ؛ه...

گاه در گُل می پسندد ، گاه در گِل میکشدهرچه آدم می کشد ، از "...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط