{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه ترسم از آن است

همیشه ترسم از آن است
که اگر در گذشته های دور عاشقت میشدم چه بلایی بر سرمان می آمد!؟
در گذشته های دور، خیلی دور، خیلی خیلی دور،
مثلا در آن زمان تلفن که هیچ، در آن زمان که برق هم نبود چه میکردیم؟
چگونه طاقت میاوردم اگر هر لحظه بغض و خنده هایت را برایم نمیفرستادی؟
چگونه طاقت میاوردم وقتی بیرون میرفتی و خبر از تو نداشتم؟ آخر مگر میشد ندانم کجایی؟ در چه حالی؟
اصلا این ها را ول کن؛ چگونه طاقت میاوردم شب را بدون اینکه به تو بگویم "شب بخیر" بخوابم؟
بماند که چه قندی در دلم آب میشود وقتی عکس تازه ای از تو میبینم؟
خیلی چیزهای دیگر هم بماند...

خوش شانسیم، خیلی خیلی خوش شانسیم، درست همان دوران عاشقت شده ام که می شود هر لحظه هم که بخواهم، صدایت را بشنوم.
چقدر میترسم اگر از خواب پا شوم و ببینم در پانصد سال پیش عاشقت شده ام؟
ببینم تو در بلخی و من در بخارا؟
و ندانم اکنون کدام سلطان برای چشم هایت نقشه کشیده؟

خلاصه اینکه از این فکرها می ترسم، و خوشحالم که تو هستی و تلفنی هست و چتری و بارانی و جاهایی که نامشان را کافه گذاشته اند.
اما خب راست را بخواهی، به فکر که فرو میروم، و به آینده که فکر میکنم، وحشت زده میشوم؛
مثلا اینکه وقتی خوب دقیق میشوم، میبینم اگر پانصد سال آینده عاشقت میشدم چه می شد؟
آخ که اکنون پانصد سال پیش است،
تلفن اختراع خیلی بزرگی هم نیست،
پانصد سال آینده
لابد دکمه ای هست
که اگر فشارش دهی،
دلتنگی ات پاک میشود،
دکمه ی دیگری هم هست
که اگر فشارش دهی
خاطره های شیرین و رؤیایی می سازد برایت،
و احتمالا دکمه ای هم هست
که اگر فشارش دهی،
هرجای جهان که باشی،
مرا فورا به #تو می رساند!
عجب جای بدی عاشقت شده ام، راستش را بخواهی میخواهم بگویم از تو عذر میخواهم که هنوز این دکمه ها اختراع نشده اند.
اگر پانصد سال بعد عاشقت میشدم، حتما در روز ولنتاین یک دکمه برایت کادو می خریدم، آخرین مدلش را!

ببین!
ول کن این حرف ها را،
همین که اتفاقی در این قرن از تاریخ به دنیا آمده ام،
همین که خیلی اتفاقی تر در این قرن تو به دنیا آمده ای،
و همین که خیلی خیلی اتفاقی تر درست در همین قرن عاشقت شده ام، برایم کافی ست،
همین کافی ست...
راستی
راستی تا یادم نرفته بگویم
همه چیز خوب است
فقط یادت باشد
گوشی ات را خاموش نکنی!
دیدگاه ها (۷)

از همه چیز با ارزش تر و مهم تر این است که کسی را در زندگی دا...

ماندن "مرد" می خواهد...پشت کسی که آمده ای و اهلی اش کرده ای ...

‍ امروز تمام احساس هایپوچ را مچاله کنیم!و منتظر شکوفه هایاجا...

‌الــهے ....تو که بـــاشیتمام دورها نزدیکوتمام ناممکن هاممکن...

تک پارتی

@hasti_kh_de2025

دو ستاره در شبپارت ۱تسوموگی نمیتوانست بخوابد . صدای زوزه ی گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط