سایهاش بر جا نماندنشانی از وجودش بر زمین
سایهاش بر جا نماندنشانی از وجودش بر زمین
نه جای پا، نه،درمیان نقشِ دربازی بودفقط خاطرهای از پریدن وفرود،نقشِ بینقش
بر پشتِ باد،سرنوشت اجداد،برایش طرحی با نقشی بربالهایش کشیداز جنسِ نیستی، از رنگِ هیچی ،هیچکس کلامش نخواند، هیچکس جسمش ندید
سایهی پریدن
پری
روزگار میچرخد،عشق سوز،صدایش بیانتهاست
شاپرک بر آن ،جریان زمان،درطوفان میرقصد،شوقش بیپایان
نه آغاز میداند، نه توان انجام سرانجام،میداند،بایدباز آنها،
فقط باکلام برقصد تا بماند،رد،دردش در جهان
نه جای پا، نه،درمیان نقشِ دربازی بودفقط خاطرهای از پریدن وفرود،نقشِ بینقش
بر پشتِ باد،سرنوشت اجداد،برایش طرحی با نقشی بربالهایش کشیداز جنسِ نیستی، از رنگِ هیچی ،هیچکس کلامش نخواند، هیچکس جسمش ندید
سایهی پریدن
پری
روزگار میچرخد،عشق سوز،صدایش بیانتهاست
شاپرک بر آن ،جریان زمان،درطوفان میرقصد،شوقش بیپایان
نه آغاز میداند، نه توان انجام سرانجام،میداند،بایدباز آنها،
فقط باکلام برقصد تا بماند،رد،دردش در جهان
- ۳۲
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط