{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بابابزرگ! این‌جا که ما هستیم ایران است؟

بابابزرگ! این‌جا که ما هستیم ایران است؟
_ زهرای من! این‌جا بهشت و باغ رضوان است

بابابزرگ از مادرم بشری خبر داری؟
_ زهرای من، او خادم صحن خراسان است

آخر چه داری در همین #مشت_گره_کرده ؟
_ در مشت من خاک وطن، خاک شهیدان است

پس کو عصایت؟ چفیه‌ات؟ انگشتر دستت
_ در دفتر کارم در آن آوار تهران است

این دختران را می‌شناسی؟ کوله بر دوشند
_ این کوله‌های صورتی رنگِ دبستان است

این دخترک‌های بهشتی را چرا کشتند؟
_ از ظلم فرعون‌ها نگو که سینه‌ سوزان است

همبازی اصغر شده این طفل، نامش چیست؟
_ طفل سه روزه، مجتبای #جنگ_رمضان است

بابابزرگ آن زن چرا بی‌تاب و غمگین است؟
_ او حضرت زهراست، فکر #شیرخواران است

گفتی به دنیا باز می‌گردیم، یعنی چه؟
_ یعنی که #رجعت بازگشت اهل ایمان است

آن پیرمردِ فارسی هم آشنای ماست؟
_آری عزیزم، او همان آقای سلمان است

بابابزرگ آیا خدای مهربان با ماست؟
_ آری، خدا با ماست، آری او نگهبان است

حرفی اگر داری بگو با مردم ایران:
«ممنونم از این لشکری که در #خیابان است...»


✍️ شاعر: #نجمه_پور_ملکی

#رهبر_شهید #جان_ایران
#زهرا_محمدی_گلپایگانی

؛__________🩶 __________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی #شعر_فارسی
#سرای_فارسی #آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک #حکایت #شعر_آیینی
دیدگاه ها (۰)

دارالذکر اولین دیدار

تازه مسلمان های آقا

به صد دام آرامیدمدامن از چندین قفس چیدمندیدم جز به بال نیستی...

ای #صید شده مرغ دلم در دامتمن #عاشق آن دو لعل میگون فامتای ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط