چنان تمام راهها به چشمان تو ختم میشوند

چنان تمام راه‌ها به چشمان تو ختم می‌شوند
که گویی، کوه و دریا و دشت در تو اتفاق می‌افتد
این من نیستم که برای دیدنت دنیا را بهم می‌ریزد
این من نیستم که بی‌درنگ دل به مسیر می‌سپارد
این جاذبه‌‌ی وصل توست
که اینگونه مرا در خود می‌کشد
دیدگاه ها (۱)

خیال قشنگت را در آغوش می کشمسرخ ، کبود ، قرمز ، نیلوفری ت...

به او بگویید دوستش دارم اما نه شبیه خیلی ها...اما نه از آن د...

بوسه هایم را هدیهء لاله هایبوسیدنی گوش هایت کرده امبه خوبی م...

کسی که دوستت داره:برات مینویسهباهات تماس میگیرهدنبالت میگرده...

با تو ایمنم و با تو سرشارم از هرچه زیباییست پناهم باش تا سنگ...

مادر نامت را که می نویسمقلم می لرزددل می لرزدجهان آرام می شو...

چپتر ۱۲ _ سایه انتقامکوهستان ساکت است. نه باد می وزد، نه جیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط