(شعر از خودم)
(شعر از خودم)
دوش به کویش گذری داشتم ×
خوب به رویش نظری داشتم ×
دست به دامان گل انداخته ×
جرات هر کو خطری داشتم ×
قصه ی پر غصه ز هم باز شد ×
رفت به سر ،در به دری داشتم×
مرغ گرفتار پرید از قفس ×
وه که عجب بال و پری داشتم×
هوش و حواس از نظرم بار بست×
رفت و از او بی خبری داشتم ×
دیده چو بر نرگس او دوختم ×
آب روان چشم تری داشتم ×
عمر جوان شد شب دیدار یار ×
وای عجب شور و شری داشتم ×
عاقبت آن لحظه که بود آرزو ×
با لب لعلش شکری داشتم ×
سیر به کام آمد و لالی نشست×
گفت عجب خیره سری داشتم ×
(قالب شعر غزل ،لطفا نظر دهید)
دوش به کویش گذری داشتم ×
خوب به رویش نظری داشتم ×
دست به دامان گل انداخته ×
جرات هر کو خطری داشتم ×
قصه ی پر غصه ز هم باز شد ×
رفت به سر ،در به دری داشتم×
مرغ گرفتار پرید از قفس ×
وه که عجب بال و پری داشتم×
هوش و حواس از نظرم بار بست×
رفت و از او بی خبری داشتم ×
دیده چو بر نرگس او دوختم ×
آب روان چشم تری داشتم ×
عمر جوان شد شب دیدار یار ×
وای عجب شور و شری داشتم ×
عاقبت آن لحظه که بود آرزو ×
با لب لعلش شکری داشتم ×
سیر به کام آمد و لالی نشست×
گفت عجب خیره سری داشتم ×
(قالب شعر غزل ،لطفا نظر دهید)
- ۱.۱k
- ۱۱ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۰۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط