از گاری تا کادیلاک
از گاری تا کادیلاک
وقتی شعر (گمنام) مرا دید گفت:مضمونش عالی است.
ولی حیف از ساختمان شعر!... گفتم: یعنی چه؟...گفت:
درست مثل آنیست که موتور کادیلاک 56 را میان گاری
شکسته ای بگذارند!...
گفتم: آقای شاعر قافیه پرست! من اشعار خودم را
برای کسانی نمیسازم که کادیلاک پنجاه و شش
مظهر قدرت زندگی مردم فروش طلا پوششان است!
اشعار من متعلق به کسانیست که شیهه ی شبانه ی
اسب گرسنه ی گاری شکسته شان لالائی
فرزند لختشان موسیقی تنهائی فراموش شده ی
بدبختی خاموششان است!!...
وقتی شعر (گمنام) مرا دید گفت:مضمونش عالی است.
ولی حیف از ساختمان شعر!... گفتم: یعنی چه؟...گفت:
درست مثل آنیست که موتور کادیلاک 56 را میان گاری
شکسته ای بگذارند!...
گفتم: آقای شاعر قافیه پرست! من اشعار خودم را
برای کسانی نمیسازم که کادیلاک پنجاه و شش
مظهر قدرت زندگی مردم فروش طلا پوششان است!
اشعار من متعلق به کسانیست که شیهه ی شبانه ی
اسب گرسنه ی گاری شکسته شان لالائی
فرزند لختشان موسیقی تنهائی فراموش شده ی
بدبختی خاموششان است!!...
- ۶۳۹
- ۲۸ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط