{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم رب الشهدا و الصدیقین

بسم رب الشهدا و الصدیقین

جنگ که شروع شد ، علیرضا هفده سالش بود . دلش میخواست برود جبهه ولی به خاطره سن کمش نمیزاشتن .
به هر زحمتی بود مخفیانه رفت جبهه ، توی منطقه کارهای عجیبی انجام میداد ، ادوات جنگی اختراع میکرد .
یه چیزی ساخته بود به نام تیربار آرپی جی ،با این دستگاه میتونستند پشت سرهم تعدادی آر پی جی شلیک کنند .
اونقدر خوش فکر بود که با اون سن کمش شد فرمانده تخریب ، توی بیست و چهار سالگی هم در حال خنثی کردن یه مین پودر شد ... رفت پیش معشوقش ..


شهید سردار علیرضا عاصمی

شادی روح شهدا امام شهدا صلوات
http://line.me/ti/p/%40yck0500m
التماس دعا
دیدگاه ها (۱)

براق دارای سه نفر خدمه‌است ، (فرمانده، راننده و مسلسل چی) و ...

بسم رب الشهدا و الصدیقینایشان انگشتری داشتند که خیلی برایش ع...

بسم الله الرحمن الرحیمسخنرانی استاد رائفی پور با موضوع مقاوم...

بسم رب الشهدا و الصدیقینشهید سیف الله قاسمی همانند دیگر رزمن...

جنگ که شروع شد ، علیرضا هفده سالش بود . دلش میخواست برود جبه...

بسم رب الشهدا و الصدیقینشهید محمد فلاحنام پدر : عزیز اللهسن ...

بسم رب الشهدا و الصدیقین شهید علیرضا کریمیبیست و دوم شهریور ...

...

این‌میتونست‌عروسی‌ماکان‌باشه‌ولی‌شهیدشد❤️‍🩹:)#جمهوری_اسلامی_...

شهید! تو‌این،سن! 💔🌱#جمهوری_اسلامی_ایران_پاینده_باد #ایران #و...

واقعا ۱٠ دقیقه تشویق داره 👏🏻👏🏻#ایران #جنگ #دفاع‌مقدس‌سوم #ت...

🔁 ⏮️ ⏯️ ⏭️ 🔀 ◉━━━━━━────────────🎧 | خــون ...

#ذکر_روز_شنبه •┈┈••✾❀🍃🥀🍃❀✾••┈┈•#عارفان_مجاهد #مدافع_حرم#شهید...

مزار پدر جانباز عزیزم در گلستان شهدای شهر تیران قطعه جانبازا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط