{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناگهان آمد خیالت نیمه جانم را گرفت

ناگهان آمد خیالت نیمه‌ جانم را گرفت
ابر غم آمد دوبارہ آسمانم را گرفت

هر چه کردم تا بگویم دوستت دارم نشد
بغض آمد راہ گفتن از زبانم را گرفت

شانه‌ ی دیوار بود و هق‌هق بی‌ تاب من
درد دوری آمد و تا استخوانم را گرفت

گریه‌ هایم پیش دل شد بی اثر هر شب ولی
شعله‌ های اشک عشقت دیدگانم را گرفت

رنگ غم پاشید خودکارم به روی دفترم
این پریشان حالی‌ ام شعر و بیانم را گرفت..💞


#saharshehim💖


#عاشقانه
#بهترینم
دیدگاه ها (۲)

هر که شد محرم دل در حرم یار بماندوان که این کار ندانست در ان...

در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمعشب نشین کوی سربازان و رندا...

می شود تنها شويم يک بوسه از چشمت کنمحلقه ی پيوندمان را دزدکی...

ازمن به زندگیم🫂دل گیرم از این کاش و اگرها و مگرهابیزارم از ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط