ببین رفته کاریش نمیشه کرد
ببین رفته کاریش نمیشه کرد
لجباز و یه دنده شده حالیش نمیشه حرف
بازنده نمیجنگه با خنده نمیخنده
دورش الان شلوغه گرمه نمیفهمه
بعد تو گرفت من جلوی چشام و اشک
بعد تو نفهمیدم چطوری یه سال گذشت
اه صبرکن بگیرم من یه کام دیگه
بگم بعد تو دست و دلم به کار نمیره
وقتی دیدم که تو بغله اون جا میشی غریبم
بعد تو بود که من با هر لاشی پریدم
بعد تو عشقا باید توی دکور بشینن
بعد تو بودش که من خودمو به گوه کشیدم؛)
#Atiiii#@
لجباز و یه دنده شده حالیش نمیشه حرف
بازنده نمیجنگه با خنده نمیخنده
دورش الان شلوغه گرمه نمیفهمه
بعد تو گرفت من جلوی چشام و اشک
بعد تو نفهمیدم چطوری یه سال گذشت
اه صبرکن بگیرم من یه کام دیگه
بگم بعد تو دست و دلم به کار نمیره
وقتی دیدم که تو بغله اون جا میشی غریبم
بعد تو بود که من با هر لاشی پریدم
بعد تو عشقا باید توی دکور بشینن
بعد تو بودش که من خودمو به گوه کشیدم؛)
#Atiiii#@
- ۱.۷k
- ۱۰ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط