ِدوشینه کجا رفتی و مهمان که بودی؟

ِدوشینه کجا رفتی و مهمان که بودی؟
دل بی تو به جان بود و تو جانان که بودی؟

این غصه مرا کشت که غمخوار که گشتی؟
این درد مرا سوخت که درمان که بودی؟

با خال سیه مردم چشم که شدی باز؟
با روی چو مه، شمع شبستان که بودی؟

من با دل آشفته چه دانم که تو امشب
جمعیت احوال پریشان که بودی؟

دور از تو سیه بود شب تار هلالی
ای ماه! تو خورشید درخشان که بودی؟
🙋 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 😎
دیدگاه ها (۱)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿.دلبسته به تو بودم و غمخوار نبودیافسو...

‌‌دوشینه کجا رفتی و مهمان که بودی ؟دل بی تو به جان بود تو جا...

تو که رفتی نفســـم بی تو غریبانه گرفتدلِ زارم قفسی شد که به ...

از تو ای عشق در این دل چه شررها دارمیادگار از تو چه شبها، چه...

ای سر بی تن و خونین که به دامان منی/من تو را دختر و تو جانی ...

ای به دوش افکنده گیسو ...کجا بودی که دیشب تا سحر در فکر گیسو...

پریشان کن سر زلف سیاهت شــــانه اش با منسیه زنجیر گیسو بــاز...

پریشان کن سر زلف سیاهت شانه اش با من سیه زنجیر گیسو باز کن د...

پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل ...

شکایت کرد روزی دیده با دلکه کار من شد از جور تو مشکلترا دادس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط