دوشینه کجا رفتی و مهمان که بودی
ِدوشینه کجا رفتی و مهمان که بودی؟
دل بی تو به جان بود و تو جانان که بودی؟
این غصه مرا کشت که غمخوار که گشتی؟
این درد مرا سوخت که درمان که بودی؟
با خال سیه مردم چشم که شدی باز؟
با روی چو مه، شمع شبستان که بودی؟
من با دل آشفته چه دانم که تو امشب
جمعیت احوال پریشان که بودی؟
دور از تو سیه بود شب تار هلالی
ای ماه! تو خورشید درخشان که بودی؟
🙋 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 😎
دل بی تو به جان بود و تو جانان که بودی؟
این غصه مرا کشت که غمخوار که گشتی؟
این درد مرا سوخت که درمان که بودی؟
با خال سیه مردم چشم که شدی باز؟
با روی چو مه، شمع شبستان که بودی؟
من با دل آشفته چه دانم که تو امشب
جمعیت احوال پریشان که بودی؟
دور از تو سیه بود شب تار هلالی
ای ماه! تو خورشید درخشان که بودی؟
🙋 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 😎
- ۲.۱k
- ۲۰ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط