{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو درخت روشنایی گل

تو درخت روشنایی گل
مهر برگ و بارت
تو شمیم آشنایی همه شوق ها نثارت
تو سرود ابر و باران و طراوت بهاران
همه دشت انتظارت
هله ‚ ای
نسیم اشراق کرانه های قدسی
بگشا به روی من پنجره ای ز باغ فردا
که شنیدم از لب شب
نفس ستاره ها را
دلم آشیان دریا شد و نغمه ی صبوحم
گل و نگهت ستاره
همه لحظه هام محراب نیایش محبت
تو بمان که جمله هستی به صفای تو بماند
شب اگر سیاه و خاموش چه غم که صبح ما
را
نفس نسیم به چراغ لاله آذین
به سحر که می سراید ملکوت دشت ها را
اگر این کب ...
دیدگاه ها (۵)

تو بـر زخـم دلـم باریده ای باران رحمت راتو را مـن مـیشناسم، ...

من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود رابه یک پرواز بی هنگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط