دلم هــــوس یک دوســـت قدیمی کرده...
دلم هــــوس یک دوســـت قدیمی کرده...
یک رفیقِ شـش دانگ...
یـک آرامِ دل ...
کسی که امتحانش را در رفاقـت پس داده...
و دیگر محک زدنی و زیر و رو کرونی در کار نـــبـــاشد...
رفیقی کــــه من نگـویم و او بـشنود...
بخندم و حـجم بغض و خستگی را در خنده ام ببیـند...
رفیقی که بگـــویـم بـرو...
اما بماند که نرود....
وقتی ماندنش آرامم می کند...
همـــــان رفیقی که باید باشد و نیست...
عجیب دلم گرفته این روزها....
دلم کسی را میخواهد که بشود با او حرف زد و پشیمان نشد...
یک رفیقِ شـش دانگ...
یـک آرامِ دل ...
کسی که امتحانش را در رفاقـت پس داده...
و دیگر محک زدنی و زیر و رو کرونی در کار نـــبـــاشد...
رفیقی کــــه من نگـویم و او بـشنود...
بخندم و حـجم بغض و خستگی را در خنده ام ببیـند...
رفیقی که بگـــویـم بـرو...
اما بماند که نرود....
وقتی ماندنش آرامم می کند...
همـــــان رفیقی که باید باشد و نیست...
عجیب دلم گرفته این روزها....
دلم کسی را میخواهد که بشود با او حرف زد و پشیمان نشد...
- ۴۹۶
- ۲۴ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط