{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

ورق بزنید!

تو را نادیدَن ما غَم نَباشَد
که دَر خیلت به از ما کَم نَباشَد
مَن از دَست تو دَر عالَم نهم روی
ولیکن چون تو در عالَم نَباشَد
عَجب گر دَر چَمَن برپای خیزی
که سَرو راست پیشت خم نَباشَد
مَبادا دَر جَهان دلتَنگ رویی
که رویَت بینَد و خُرَم نَباشَد
مَن اَول روز دانِستَم که این عَهد
که با مَن می‌کُنی مُحکم نَباشَد
که دانِستَم که هَرگِز سازگاری
پَری را با بَنی آدم نَباشَد
مَکُن یارا دِلم مَجروح مَگذار
که هیچَم دَر جَهان مَرهَم نَباشَد
بیا تا جانِ شیرین دَر تو ریزَم
که بَخل و دوستی با هَم نَباشَد
نَخواهَم بی تو یِک دَم زندِگانی
که طِیبِ عیش بی هَمدَم نَباشَد
نَظَر گویَند سَعدی با که داری
که غَم با یار گُفتَن غَم نَباشَد
حَدیثِ دوست با دُشمَن نَگویَم
که هَرگِز مُدعی مَحرَم نَباشَد
دیدگاه ها (۰)

شُد کوچِه به کوچِه جستجو عاشِقِ اوشُد با شَب و گِریه رو به ر...

تو را نادیدن ما غم نباشدکه در خیلت به از ما کم نباشدمن از دس...

بیا تا جان شیرین در تو ریزمکه بخل و دوستی با هم نباشدنخواهم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط