{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم رب الشهدا و الصدیقین

بسم رب الشهدا و الصدیقین


-جهیزیه ی فاطمه حاضر شده بود. یک عکس قاب گرفته از بابای شهیدش را هم آوردم. دادم دست فاطمه. گفتم: بیا مادر! اینو بگذار روی وسایلت.

به شوخی ادامه دادم:

بالاخره پدرت هم باید وسایلت رو ببینه که اگر چیزی کم و کسری داری برات بیاره.

شب عبدالحسین را خواب دیدم. گویی از آسمان آمده بود؛ با ظاهری آراسته و چهره ی روشن و نورانی. یک پارچ خالی تو دستش بود. داد بهم. با خنده گفت:

این رو هم بگذار روی جهیزیه ی  فاطمه

شهید عبدالحسین برونسی
شادی روح شهدا امام شهدا صلوات
http://line.me/ti/p/%40yck0500m
التماس دعا
دیدگاه ها (۶)

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور روز تاسوعا13 آبان 93 ( شاهرود...

قسمت اول: نسل سوخته دهه شصت ... نسل سوخته ...هیچ وقت نتونستم...

وقتی آمد توی اتاق، روی صندلی نشسته بودم. همه جلوی پایش بلند ...

(دانلـــود کلیپ)حقــــوق لجنکیفیت:SDحجم:10.90mbhttp://dl.mas...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط