{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز بابام یه گلدون با گلش خرید آورد گذاشت رو تاقچه،آقا

یه روز بابام یه گلدون با گلش خرید آورد گذاشت رو تاقچه،آقا من سه روز بش آب میدادم.روز سوم وقتی از سر کار اومد گلدونو برداشت،یه سینی با چاقو برداشت شروع کرد به قاچ کردن گلدون...

.
.
.
.
.
.
.
.
اونجا بود که ما تازه فهمیدیم آناناس چیه!!!!
دیدگاه ها (۷)

یارو میره تست بازیگری بده، کارگردان ازش میپرسه چیکار بلدی بک...

_ﺍﺯ ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺑﻌﺪﻓﻘﻂ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﮕﺎﺵ ﮐﻨﯽ ﻭ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻤﻮﻧﯽ ...ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻋ...

اگه گفتین این چیه........ 0.5k³_________ k³..کاسه ا...

بی خبر از هم خوابیدن چه سود؟برمزار مردگان خویش نالیدن چه سود...

پارت ۲۶اینطوری شد که اوبیتو شروع کرد اصرار کردن:"جنگل خیلی خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط