My Girl
My Girl
اسم: دختر من
ژانر: عاشقانه. مدرسهای. مافیایی.
پارت:
شخصیت: کیم هانا.لی هیسونگ. لی هلیا. هان مینا.
خلاصه:
کیم هانا دختری که زیبای خیره کننده ای داره با سن ۱۸ قد متوسط به بالا بدن ساعت شنی بسیار جذاب دارای شخصیت دوگانه بچگونه کیوت و بسیار بزرگ سالانه و جذاب جدی. همراه شخصیت های که داره استایل های مناسب هر شخصیتش رو هم داره وقتی که تو مدرسه هست بچه و نازه ولی وقتی بیرون مدرسه هست هات و جذاب میشه هانا با اجبارخوانواده مجبور میشه ازدواج کنه با پسری که تا به حال اسمشم نشنیده بودهانا وقتی که ۱۵ سالش بود از یه پسری خوشش می آمد و اونها مدتی باهم بودن اما بعد یکی دو ماه پسره دوران مدرسه اش تموم میشه و بدون هیچ اثری غیب میشه البته چند وقت پیشش پسره به هانا خیانت میکنه و بعد ناپدید میشه پسره خیلی سرد و زیبا بود اما حیف دیگه هانا هیچ علاقه ای به اون پسر نداشت و تلاش کرد دوباره خودش رو سر پا کنه و موفق شد و اون پسر دیگه براش وجود نداشت .
لی هیسونگ پسری که بسیار جذاب زیبا و سرد با سن۲۱ قد بلند. همیشه سرد و خشکه تو کارش خیلی دقیقه رئیس یه شرکت بزرگ تجاری و باند بشدت معروف و بزرگ در کره هست هیسونگ هم با اجبار خوانواده اش مجبور شد با دختری ازدواج کنه که فقط یه بار اسمش رو شنیده بود. هیسونگ وقتی که ۱۸سالش بود یه مدت برای تفریح با یکی از دخترای مدرسه اش رفت تو رابطه تا اینکه یه شب تو پارتی دختره هیسونگ رو میبینه که با یه دختر دیگه هست دختره هم دیگه از هیسونگ فاصله میگیره هیسونگ بعد از اون شب دیگه هیسونگ قبل نبود انگار واقعا به اون دختر علاقه داشت اما دیگه دیر شده بود و هیسونگ بعد از اون دختر بشدت تغییر کرد و دیگه هیسونگ قبل نشد اما هیسونگ وقتی ازدواج میکنه قبلش با یکی تو رابطه هست همون دختری که بخاطرش دختر مورد علاقه اش ولش کرد.
لی هلیا دختری همیشه شاد و پرانرژی بامزه و مهربون خواهر هیسونگ ۱۸سال سن قد کوتاه اون از وقتی که هیسونگ ازدواج میکنه با زنش خیلی صمیمی میشه بقدری که همیشه باهم هستن و از هم خسته نمیشن و باهم از وقتی که اون اومده میرن باهم مدرسه هلیا اصلا از مینا خوشش نمیاد چون اون به زور و تهدیدات مادرش به هیسونگ چسبیده.
هان مینا دختری نچندان زشت پیکمی باسن ۱۹ با قد کوتاه که به زور هیسونگ رو مجبور کرده باهاش بره تو رابطه و اون الان چند ساله با هیسونگ تو رابطه هست و مادرش هم تو این کارا کمکش میکنه و دوتایی هیسونگ رو تحت فشار میزارن.
خوانواده لی و کیم از قبل همدیگرو میشناختن و چون آقای کیم از تنها و بزرگترین سهام داران و سرمایه گذاران شرکت و باند هست برای اینکه شرکت و باند قدرت بیشتری بگیره باید یه وارس داشته باشه و بعد از آقای لی پسرش هیسونگ رئیس باند و شرکت هست باند و شرکت لی دوتا رئیس رو هم زمان داره به این ترتیب پدرشون تصمیم می گیرن که بچه هاشون باهم ازدواج کنن
لایک۵ کامنت ۵ بازنشر ۱
اسم: دختر من
ژانر: عاشقانه. مدرسهای. مافیایی.
پارت:
شخصیت: کیم هانا.لی هیسونگ. لی هلیا. هان مینا.
خلاصه:
کیم هانا دختری که زیبای خیره کننده ای داره با سن ۱۸ قد متوسط به بالا بدن ساعت شنی بسیار جذاب دارای شخصیت دوگانه بچگونه کیوت و بسیار بزرگ سالانه و جذاب جدی. همراه شخصیت های که داره استایل های مناسب هر شخصیتش رو هم داره وقتی که تو مدرسه هست بچه و نازه ولی وقتی بیرون مدرسه هست هات و جذاب میشه هانا با اجبارخوانواده مجبور میشه ازدواج کنه با پسری که تا به حال اسمشم نشنیده بودهانا وقتی که ۱۵ سالش بود از یه پسری خوشش می آمد و اونها مدتی باهم بودن اما بعد یکی دو ماه پسره دوران مدرسه اش تموم میشه و بدون هیچ اثری غیب میشه البته چند وقت پیشش پسره به هانا خیانت میکنه و بعد ناپدید میشه پسره خیلی سرد و زیبا بود اما حیف دیگه هانا هیچ علاقه ای به اون پسر نداشت و تلاش کرد دوباره خودش رو سر پا کنه و موفق شد و اون پسر دیگه براش وجود نداشت .
لی هیسونگ پسری که بسیار جذاب زیبا و سرد با سن۲۱ قد بلند. همیشه سرد و خشکه تو کارش خیلی دقیقه رئیس یه شرکت بزرگ تجاری و باند بشدت معروف و بزرگ در کره هست هیسونگ هم با اجبار خوانواده اش مجبور شد با دختری ازدواج کنه که فقط یه بار اسمش رو شنیده بود. هیسونگ وقتی که ۱۸سالش بود یه مدت برای تفریح با یکی از دخترای مدرسه اش رفت تو رابطه تا اینکه یه شب تو پارتی دختره هیسونگ رو میبینه که با یه دختر دیگه هست دختره هم دیگه از هیسونگ فاصله میگیره هیسونگ بعد از اون شب دیگه هیسونگ قبل نبود انگار واقعا به اون دختر علاقه داشت اما دیگه دیر شده بود و هیسونگ بعد از اون دختر بشدت تغییر کرد و دیگه هیسونگ قبل نشد اما هیسونگ وقتی ازدواج میکنه قبلش با یکی تو رابطه هست همون دختری که بخاطرش دختر مورد علاقه اش ولش کرد.
لی هلیا دختری همیشه شاد و پرانرژی بامزه و مهربون خواهر هیسونگ ۱۸سال سن قد کوتاه اون از وقتی که هیسونگ ازدواج میکنه با زنش خیلی صمیمی میشه بقدری که همیشه باهم هستن و از هم خسته نمیشن و باهم از وقتی که اون اومده میرن باهم مدرسه هلیا اصلا از مینا خوشش نمیاد چون اون به زور و تهدیدات مادرش به هیسونگ چسبیده.
هان مینا دختری نچندان زشت پیکمی باسن ۱۹ با قد کوتاه که به زور هیسونگ رو مجبور کرده باهاش بره تو رابطه و اون الان چند ساله با هیسونگ تو رابطه هست و مادرش هم تو این کارا کمکش میکنه و دوتایی هیسونگ رو تحت فشار میزارن.
خوانواده لی و کیم از قبل همدیگرو میشناختن و چون آقای کیم از تنها و بزرگترین سهام داران و سرمایه گذاران شرکت و باند هست برای اینکه شرکت و باند قدرت بیشتری بگیره باید یه وارس داشته باشه و بعد از آقای لی پسرش هیسونگ رئیس باند و شرکت هست باند و شرکت لی دوتا رئیس رو هم زمان داره به این ترتیب پدرشون تصمیم می گیرن که بچه هاشون باهم ازدواج کنن
لایک۵ کامنت ۵ بازنشر ۱
- ۶۱
- ۳۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط