{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از کـــــجا آغاز کنم بیان قصه ای را که گویای عظمت و شکوه

از کـــــجا آغاز کنم بیان قصه ای را که گویای عظمت و شکوه یک عشــ❤ـــق باشد  
قصه عشــ❤ـــق شیرین که از دریا کهنسال تر است , حقیقتی ساده از عشــــ❤ــــق که تو برایم به ارمغان آوردی
از کجا آغاز کنم ,
تو همانند باران تابستانی که زمین را به سطحی درخشان مبدل می سازد به دنیای من راه یافتی و زندگی مرا دگرگون ساختی تو به دنیای خالی من مفهوم بخشیدی تو قلــــــ❤ــــب مرا لبریز میسازی ,
تو دل مرا با احساسی خاص لبریز میسازی , با آوای فرشتگان و تخیلات نیالوده , 
تو روح مرا از عشـــــ❤ـــــق بالا و بیکران میسازی آنگونه که هر کجا روم هرگز تنها نخواهم بود با وجود تو چگونه میتوان تنها بود .
راستی این عشــــ❤ــــــق تا به چه هنگام دوام خواهد یافت ,
آیا عمرعشــــ❤ــــــق را میتوان با بیان روز و ساعت سنجید ?
اکنون جواب ندارم ! 
همین قدر قادرم بگویم که تو همیشه در قلـــــ❤ـــــب منـــــی
دیدگاه ها (۱)

طبیب دردم مادر.....

⊂⇝✘ ✘⇜⊃ازیہ ج‍ــــــــــٓٓٓـــٰٓـٓـٓـٰٓــــایے بہ ب‍ـــــــ...

چه سخته یه شب یکی رو بخوای که پیشت باشه دلتنگش باشی و فقط او...

بغض میکنم!!!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط