من درد در رگانم

من درد در رگانم

حسرت در استخوانم

چیزی نظیر آتش در جانم پیچید

سرتاسر وجود مرا گویی چیزی به هم فشرد

تا قطره ای به تفتگی خورشید جوشید از دو چشمم

از تلخی تمامی دریاها در اشکِ ناتوانی خود ساغری زدم
دیدگاه ها (۵)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 81به مناسبت ۷۰۰ تایی...

چند پارتی بازی ممنوع

ای کاش .میشد خواند وخواند وخواند . برای تو خورشید . من در...

سرتاسر وجود مرا گويي چيزي به هم فشردتا قطره اي به تفتگي خورش...

من‌درد‌ در‌ رگانم..حسر‌ت‌در‌‌ استخوانم..چیزی‌نظیر‌ آتش‌در‌جا...

من درد در رگانم،حسرت در استخوانم،چيزي نظير آتش در جانم پيچيد...

من درد در رگانممن درد در رگانمحسرت در استخوانمچیزی نظیر آتش ...

من درد در رگانم٬حسرت در استخوانم ٬چیزی نظیر آتش در جانم پیچی...

کاش می توانستم "من درد در رگانم٬حسرت در استخوانم ٬چیزی نظیر ...

احمد شاملو مرثیه های خاکبا چشم‌هاز حیرتِ این صبحِ نابجایخشکی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط