{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

T̶h̶e̶ ̶s̶t̶a̶r̶ ̶o̶f̶ ̶m̶y̶ ̶l̶i̶f̶e̶

T̶h̶e̶ ̶s̶t̶a̶r̶ ̶o̶f̶ ̶m̶y̶ ̶l̶i̶f̶e̶
ᴘᴀʀᴛ:³
تهیونگ:چت شده؟ چرا بیهوش شدی؟ با نگرانی گفت
کوک:هیچی نگفت اما متوجه ی یه چیزی شده بود.. درسته اون انیگما جفتش بود
کوک:سریع پاشد و از اتاق رفت بیرون
تهیونگ:پشت سرش رفت پایین
مینا:ناهار حاضره زود باشید بیاید
رفتن و نشستن
مینا:پسرم چرا انقدر قَدت کوتاه مونده؟
کیم:رفتیم دکتر گفت چون امگاس همینقدر رشت میکنه
کوک:راست میگه تازه هم قد خودتم خوبه دیگه خوب نیست؟
مینا:خوبه
تهیونگ:امگای کوتوله
کوک:خفه شو کیم تهیونگ
تهیونگ:اداشو در اورد و گفت:خفه شو کیم تهیونگ
کیم:خیلی خب دعوا نکنید غذاتونو بخورید
مینا:یادتونه بچه بودید لب میگرفتید؟
جونگ کوک غذا تو گلوش پرید و گفت:چی جدی؟
مینا:بخاطر همین فرستادمت امریکا
کوک:خیلی خب بزار غذا بخورم در حال غذا خوردن بود خیلی کیوت غذا میخورد و تهیونگ چند ثانیه ای بهش خیره شد و بعد غذاشو خورد
کوک: غذاش تموم شد و گفت:ممنون اوما و رفت تو اتاق
ده دقیقه بعد تهیونگ رفت تو اتاق و دید کوک خوابه
و رفت رو تخت بخوابه که کوکیش بغلش کرد
تهیونگ:هیچی نگفت و دراز کشید و کوک محکم تر بغلش میکرد و رایحه ای که روی بدن تهیونگ بود رو نفس میکشید
تهیونگ:کم کم خوابش برد
(دختراممم ببخشید کم شددد💕)
شرط پارت بعد
لایک:۵
فالو:۳
دیدگاه ها (۱)

سلام جوجو هاببخشید دیگه نمیتونم ادامه بدمممنون حمایت کردین💕🍥

T̶h̶e̶ ̶s̶t̶a̶r̶ ̶o̶f̶ ̶m̶y̶ ̶l̶i̶f̶e̶ᴘᴀʀᴛ:²امگا کوچولو رایح...

T̶h̶e̶ ̶s̶t̶a̶r̶ ̶o̶f̶ ̶m̶y̶ ̶l̶i̶f̶e̶ᴘᴀʀᴛ:¹ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط