{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرار بود ...

قرار بود ...
انگوری باشم غوطه ور
در مستی لبهایت
اما دریغ
اسیر خمره ی تقدیر شدم ......!

#مستانه_دادگر
دیدگاه ها (۷)

چه کمیابند؛آدمهایی که وقتی،میفهمند چقدر دوستشان داریباز هم آ...

سالیانِ بعدنه به عنوان همسرم هستیو نه فرزندم، هم نامِ تو است...

دلم تنگ است از این دنیاچرایش را نمےدانممن این شعر غم افزا را...

یه بار از تو جدا موندمواسه هفت پشت من بسهیه لحظه از سکوت توو...

تو گاهی #شعر می شویدر سیاه مشق هایِ شبانه ام،گاهی #آرامش می...

کپشن رو بخونید راجع به خودم هست

سلام من جمی هستم با رول جنی رپر اصلی من خیلی جنی رو دوست دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط