{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

{عشق مخفی}

{عشق مخفی}
{part:7}
شرطا نرسیده بود ولی گذاشتم❤️
دوهی:خب راستش من قبلا تو یه شرکت کار میکردم و اونجا هم خب درآمدم بهتر از الان که تو کافی شاپ کار میکنم بود ولی یه روز رئیسم من رو به خونش دعوت کرد منم رفتم خونش اما اون مثل همکارش با من رفتار نکرد او....اون(با گریه و ترس)اون به من تجاوز کرد منم از اون آشغال حامله شدم بعدش دیگه نرفتم به اون شرکت و اومدم تو کافه کار کنم الانم که بچش سقط شده خیلی خوشحالم چون واقعا نمیخواستم بچه اون رو بزرگ کنم.
جیمین:قربونت برم من گریه نکن و نترس باشه؟
دوهی:اوهوم
جیمین:حالا هم میشه بگی که هنوز شماره اون مردتیکه رو داری یا نه؟
دوهی:واسه چی میخوای؟میخوای چیکار کنی؟!جیمین تو رو خدا کاری نداشته باش بهش اون آدم گردن کلفتیه اگه تو چیزیت من چیکار کنم تو رو خدا ولش کن
جیمین:نگران نباش چیزیم نمیشه حالا شمارشو داری یا نه؟
دوهی:آره دارم
جیمین:خب بده
نویسنده:دوهی گوشی رو داد بهش و جیمین با گوشی خودش از طریق شماره رد رئیس دوهی رو زد و فهمید کجا زندگی میکنه.
جیمین:خب بیا گوشیتو بگیر
دوهی:داری کجا میری؟
جیمین:من میرم و زودی میام باشه تو هنوز بمون و استراحت کن دکتر گفته باید تا وقتی سرم تموم شده استراحت کنی تا من بیام سرم تو هم تموم شده و با هم برمیگردیم خونه
دوهی:نه جیمین تو زخمی هستی اگه دوباره زخمت باز بشه و خونریزی کنه چی؟
جیمین:نگران نباش باشه فعلا خدافظ
نویسنده:جیمین رفت خونه اون عوضی و زنگ در رو زد.
رئیس دوهی:بله کیه
نویسنده:رئیس دوهی در رو باز کرد
رئیس دوهی:تو دیگه کی هستی
جیمین:من دوست پسر دوهی هستم همون دختری که تو شرکت تو عوضی کار میکرد
رئیس دوهی:آها خب چیکار داری
جیمین:هه هه الان میفهمی
نویسنده:جیمین بعد جمله اش رفت سمت رئیس دوهی و اون رو به داخل خونه پرت کرد و محکم با مشت بهش میزد
جیمین:عوضیه آشغال چطور جرعت کردی به دوهی تجاوز کنی هاااا؟من تا تو رو نکشم بیخیالت نمیشم.
نویسنده:رئیس دوهی یهو یدونه بطری نوشیدنی برداشت و میخواست با اون بزنه تو سر جیمین که جیمین جا خالی داد و اون بطری رو ازش گرفت و کبوند به سرش بعد سر رئیس دوهی خونی شد بعدش رئیس دوهی یه لحظه فرصت پیدا کرد و چاقو رو از تو جیبش درآورد و زد به بازو جیمین و بازوش زخمی شد جیمین هم سریع چاقو رو ازش گرفت و سه بار فرو کرد به شکم رئیس دوهی و بعد رئیس دوهی افتاد رو زمین و داشت جون میداد.
جیمین:گفتم که باید تقاص کاری رو که با دوهی کردی رو پس بدی....
شرط پارت بعدی:
⁦ෆ⁦لایک:۱۲⁦ෆ
⁦♡بازنشر:۳♡
⁦˙⁠❥⁦۴:کامنت⁦˙⁠❥
دیدگاه ها (۴)

من دسته دومم😂شما چی؟

اسم سریال:چرا او؟!

وایییی خدااا به این زودی رفتیم اکسپلور😍❤️

{فیک جیمین:عشق مخفی} {part:4} ...

جذبم کن پارت ۴:ویو نویسنده: جنی هنوز حرفش رو تموم نکرده بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط