{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حسین جان

حسین جان

چقدر حرف در این سینه ی من جمع شده،
چند وقتیست که با حال خودم درگیرم...

چند ماه است جلو تر به شما میگویم،
اربعین کرب و بلایم نبری میمیرم...
دیدگاه ها (۹)

انگشت نمای هر دو عالم بشوم... دیوانه تر از همین ک هستم بشوم....

یازینب « س »یک نفر گریه کند بهر حسین ...کل هیأت را تو یکجا م...

حسن جانگنــدم ری هم بــرای تــوست نه فــرزند سَعْد این چنین ...

ﺑﯽ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﻣﯿﺸﻮﻡ ﺍﺯ ﻭﺳﻌﺖ ﻏﻤﺖﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻣﯿﺸﻮﻡ ﺯ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﻣﺎﺗﻤﺖﯾﮏ ﮐﺮﺑﻼ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط