{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب برگشت

دیـشـب بـرگشـت :)
رو بــہ روم ایـسـتاد
خـندید
خـندیدم
سیـگارشــو بـرداش
اخـم کردم
نگام کـرد
لـبـخند زدم
نبایـد میفهـمید :)
شـنیدم میـکشے
سرد شـد بدنـم
باز لبـخند :)
درسـتـہ؟
خندیـدم
عصبے شـد
سیـگارو گذاشتـم لاے انـگشـتام
باز خندیدم :)
فنـدکـ
اولـین پُکـ
اخم کرد
دختر کـہ سـیگار نـمیکشہ!
خندیـدم :) بـلند :)
عصبے تر شد
نکـش!
سیـگارو گرفت
مچ دستم :)
اخماش بیشتـر شد
ایـن چیـہ؟
آروم گفـتم
_جاے رفـتنـت
الآن کـہ ایـنجام!
خنـده :)
نـخند عصبے میـشم
نـگاش کردم
نفس
خُب دوسِت نداشتم کـہ رفتم!
باز نگاه
حرف بزن! سکوت نکن!
_خوشحال بودے پیـشش؟
دوسـم نداشت...رفت
_دروغاشو دوس داشتے؟
آره خیـلے...
_چـرا برگشتـے؟
هیشکی قده تو منو نمیخواست؟
_باشـہ :)
میمونی پیشم؟
_اون موقع ک میخواستمت نبودی کشتمت تو دلم


#B_A_R_A_N
دیدگاه ها (۱۲)

•اصــــــلا از مـــــرڴ نمے ترسما ✘فقط تو یہ چیــــــز مونـ...

می خوام طرفدارای علی بابا بترکونن با این متن:سلامتی خدای دیس...

[ضربـہ ﮩـارو بے جَوآبـ نَزار اَز ←چَپـ פֿـورכے از راωـتـ→ بِ...

من.. همون... دختر#شریی ام... که... تو... نمی تونی.... از پس#...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط