{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من خواستم ببخشمت ، اما مدام بدیات یادم میومد ، یادم میومد

من خواستم ببخشمت ، اما مدام بدیات یادم میومد ، یادم میومد چه حرفایی بهم زدی ، یادم میومد چطور قلبمو شکوندی ، و در اخر هم یادم میومد که چطور منو تنها گذاشتی :)!.

ازت متنفرم تو اونی بودی که منو افسرده کردی و بعد رفتی : A

#مود
دیدگاه ها (۳)

من جدی دیگه حوصلم نمی‌کشه بشینم دونه دونه برای آدما توضیح بد...

اگر آیندگان بخواهند درباره ما و این زمانه بنویسند،خواهند گفت...

بعضی‌ها میگن من آرومم ، مهربونم ، خوش قلبم و دوست داشتنی ، ب...

من گفتم عیبی نداره ولی بعدش دیگه از ته دل نخندیدم ، دیگه نتو...

”فداکاریِ من، تنها فرصتی بود تا تو راحت‌تر به کسی فکر کنی که...

آخه چرا ؟لعنتی چرا؟چرا این بلا رو سرم آوردی ؟من چیکارت کردم ...

لانگ فیکشن از سونگمین/ p1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط