{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز امشب دل به تاریکی نشست،

باز امشب دل به تاریکی نشست،


گریۀ بیدی نفس بر سینه بست!
دیدگاه ها (۳)

ای همیشه در میان و ناپدید،آه...... امشب خون به چشم شب رسید!

تا که مِضرابش به تاری ساز شد،رمز و راز عشق را پَر باز شد!

قفسی بی در دیدم که در آن نور پرپر می زد!

روحِ من گاهی از شوق، دانه های باران، درز آجرها را می شمُرد!

‌ ‌ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤഽباز امشبعبور از ڪوچه‌هاے بن‌بست خیالتدلتنڪَ‌ترم...

#تک‌_پارتی | یونگی . ات 🖤ساعت از دو نصفه‌شب گذشته بود. یونگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط