می خواستم که زخم دلت را رفو کنم

می خواستم که زخم دلت را رفو کنم
خود را میان بی کسی ات جستجو کنم

وقتی سکوت روی لبت موج می زند
با شعر های تازه ی تو گفتگو کنم

آرامشی که سرمه به چشمم کشیده را_
با چشم های مضطربت روبه رو کنم

گاهی نمک بریزم و گاهی عسل شوم
شاید مزاج تلخ تو را زیرورو کنم .

می خواستم که سبزی چشمان خویش را
با دختران سبزه ی شهرت هوو کنم .

اما همیشه ساکت و سردی و مانده ام
خود را چطور در دل سنگت فرو کنم



#بی_تا_امیری
دیدگاه ها (۱۴)

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

### اپیلوگ: ردپای آرامش در شن‌های ساحلپنج سال بعد...صدای برخ...

برادر ناتنی

پارت ۳

007-پنهان در مه - پارت ۸۴

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 20عمارت مینهو ـ ساعت ۱۰ شب مینهو اس...

سلام ، قبلاً گفته بودم من وقتی پستی در صفحه ی کاربری ببینم ک...

نمیبخشمت p.23

می خواستم که زخم دلت را رفو کنم خود را میان بی کسی ات جستجو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط