دردت به جونم..آقای جوکار بابای مدرسه امون بود,,,هی میگفت
دردت به جونم..آقای جوکار بابای مدرسه امون بود,,,هی میگفتم یه ساندویچ کالباس,,یه کالباس,,یه کالباس,,آخر سر هم از تو اون همه شلوغی,,یه ذره کالباس با یه نون له شده و.چند تا تیکه گوجه دستت رو میگرفت..
من قربون خنده هات..
من قربون خنده هات..
- ۸۸۷
- ۱۱ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط