امشب فقط تو باش و همین گریه های من
امشب فقط تو باش و همین گریه های من
بارانِ چشم های من و های هایِ من
آنقدر در حوالیِ این شب گریستم
پیدا نمی کنی تو دگر ردِّ پای من
یک زن میانِ پیرهنی مثِل شب سیاه
امشب نشسته گوشه ی آیینه جای من
امشب عجیبْ پنجره با من غریبه است
امشب تو باز هم نشنیدی صدای من
حالا که نیست یار شفیقی ؛ ای آسمان !
امشب بریز قطره ی اشکی برای من
ابری سیاه سایه زده روی دفترم
باران گرفته روی همه شعرهای من...
بارانِ چشم های من و های هایِ من
آنقدر در حوالیِ این شب گریستم
پیدا نمی کنی تو دگر ردِّ پای من
یک زن میانِ پیرهنی مثِل شب سیاه
امشب نشسته گوشه ی آیینه جای من
امشب عجیبْ پنجره با من غریبه است
امشب تو باز هم نشنیدی صدای من
حالا که نیست یار شفیقی ؛ ای آسمان !
امشب بریز قطره ی اشکی برای من
ابری سیاه سایه زده روی دفترم
باران گرفته روی همه شعرهای من...
- ۱.۷k
- ۱۴ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط