{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در توبه مرا گفت ، که برگیر شرابی

در توبه مرا گفت ، که برگیر شرابی
ساقی تو که خود ، بیشتر ازخلق خرابی

این ماهی دلمرده ، درین برکه ی دلگیر
جز دوری آن ماه ، ندیده ست عذابی

من عارف دلتنگم ، یا زاهد دلسنگ؟
هر روز نقابی زده ام روی نقابی

یکعمر ملائک همه گشتند و ندیدند
درنامه ی اعمال منِ مست صوابی

ساقی، همه بخشوده ی یک گوشه چشمیم
آنجاکه توباشی چه حسابی؟ چه کتابی؟
دیدگاه ها (۱)

دل من تنگِ تو شد، کاش که پیدا بشویکه بیایی و در این تنگیِ دل...

سازم بشکست آخر از آهنگ صدایتای دوست کجایی که دلم کرده هوایت ...

"ﺗﻮ" ﺩﺭ ﺟﺎﻥ "ﻣﻨﯽ" ﻣﻦ ﻏﻢ ﻧﺪﺍﺭﻡ"ﺗﻮ" ﺍﯾﻤﺎﻥ "ﻣﻨﯽ" ﻣﻦ ﮐﻢ ﻧﺪﺍﺭﻡﺍﮔﺮ...

زیر ِ باران ، دیدن دلدار می چسبد عجیبدست توی ِ دست های ِ یار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط