در توبه مرا گفت ، که برگیر شرابی
در توبه مرا گفت ، که برگیر شرابی
ساقی تو که خود ، بیشتر ازخلق خرابی
این ماهی دلمرده ، درین برکه ی دلگیر
جز دوری آن ماه ، ندیده ست عذابی
من عارف دلتنگم ، یا زاهد دلسنگ؟
هر روز نقابی زده ام روی نقابی
یکعمر ملائک همه گشتند و ندیدند
درنامه ی اعمال منِ مست صوابی
ساقی، همه بخشوده ی یک گوشه چشمیم
آنجاکه توباشی چه حسابی؟ چه کتابی؟
ساقی تو که خود ، بیشتر ازخلق خرابی
این ماهی دلمرده ، درین برکه ی دلگیر
جز دوری آن ماه ، ندیده ست عذابی
من عارف دلتنگم ، یا زاهد دلسنگ؟
هر روز نقابی زده ام روی نقابی
یکعمر ملائک همه گشتند و ندیدند
درنامه ی اعمال منِ مست صوابی
ساقی، همه بخشوده ی یک گوشه چشمیم
آنجاکه توباشی چه حسابی؟ چه کتابی؟
- ۲.۴k
- ۲۵ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط