{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#تُ هـمان

#تُ هـمان
عطر گل یاس و نسیم سحری،
که‌ اگر صبح نباشی
نفسی در من نیست....
دیدگاه ها (۲)

خداوند معشوق نیست اوخودعـــشق استکدامین معشوق می تواند بگوید...

و تو عزیز هزار نفر می‌ شویاما عزیزِ دل عزیزت نیستیو این غم‌ ...

صفحه سفیدِ گونه هایم رابا رنگ بوسه هایت نقش بزنبگذار تمام طو...

پرده ی پلک را کنار بزن اتاق را میهمان خورشید نگاهت کنو با لب...

علیرضاافتخاریصبح خندان ز کجا آمده ایکه چنین عقده گشا آمده ای...

تو همان شیشه ی عطر گل یاسی

غروب که شد ،هرجای این شهر آهنی بودی خودت را به خانه ام برسان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط