{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوم

پارت دوم :
○○○○○○○○○○○○○○○○○
میتسویا با ی لبخند چشم بسته گفت : ا.ت جان؟ چیزی شده؟
ا.ت : یکم حس سرگیجه دارم ....گومن
میتسویا:مشکلی نیست چون من بودم که داخل نوشیدنی تحریک کننده ریختم.
ا.ت : چییییی؟!؟!؟!
ا.ت احساس میکنه که بدنش داره بی حس میشه که یهو افتاد زمین
میتسویا با ی لبخند یاندره نزدیک ا.ت میشه
* خم میشه*
چونه ا.ت رو میگیره و به لبش نزدیک میکنه : بیبی....لازم نیست استرس بگیری فقط امشب قراره مال من بشی
ا.ت با ترس : م..منظورت چیه؟
میتسویا از ا‌ ت وحشیانه لب میگیره
ا.ت نفس کم میاره
میتسویا ا.ت رو پرنسسی بغل میکنه و دم گوشش با لحن خمار میگه: امشب قراره برام ناله کنی کیتی...
ا.ت : چ...چی؟ تو..تو دوست منی چرا این و میگی؟!
میتسویا :تو برای من...ی چیزی بیشتر از ی دوستی...
* میتسویا ا.ت رو میبره داخل اتاق در اتاق رو قفل میکنه و ا‌ ت رو میندازه رو تخت *
ا.ت با تعجب: م..میتسویا؟!
میتسویا نزدیک ا.ت میشه و روش خیمه میزنه و انگشتش رو میزاره لب ا.ت و میشه: ششششششش....امشب من و ....ددی صدا کن بیب .
میتسویا دکمه لباس ا.ت رو باز میکنه و و همزمان لباس و شلوارش رو در میاره ( الان دیگه کلا برهنه ان😶)
میتسویا لب های ا.ت رو وحشیانه میبوسه و ا‌.ت و میتسویا نفس کم میارن
میتسویا با پوزخند: هه....حال داد؟
ا.ت : ی...یکم
پوزخند میتسویا بیشتر شد و با لحن یاندره گفت : خب پس باید تو رو بیشتر تحریک کرد مامی
شروع کرد رون پای ا.ت رو میمالوند و ا‌.ت ناله های ریز میکنه
میتسویا صدای ا.ت رو میشنوه و میگه : هی لیدی....برام بلند ناله کن میخوام صدات رو بشنوم
میتسویا از ا.ت دوباره لب میگیره و بدون هیچ هشداری چیزش رو میکنه تو ا.ت (همه اش رو ) و ا.ت یهو ناله بلندی کرد
ا.ت : اههههههه...د...ددی ...ارومترررر
میتسویا حرف های ا.ت رو نادیده میگیره و محکم تر ضربه میزنه
میتسویا: اوفففففف...خیلی تنگی...
ا.ت ناخودآگاه گفت : عاححححح ددی من و بکنننن
میتسویا پوزخندش بیشتر شد و صورتش رو نزدیک ا.ت کرد و گفت : اوفففففف....مامییی تو من و بیشتر تحریک میکنیییی...
میتسویا از دفعه قبل هم محکم تر ضربه زد و همین کارش باعث شد ی ماده سفید ترشح بشه
ناله ها ا.ت شدت گرفت میتسویا بلخره از ا.ت کشید بیرون و گفت : خوشگذشت بیب؟
ا.ت دیگه جون نداشت حتی حرف بزنه و یهو بیهوش شد
میتسویا پتو رو کشید رو ا.ت و لباس تنش کرد و زیر پتو محکم بغلش کرد دم گوشش گفت: شبت بخیر عشق زندگیم ...نمیزارم کسی تو رو مال خودش بکنه
* گونه ات رو بوسید *
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
سروران گرامی و بزرگوار بفرمایید اینم پارت جدید عشق کنید این درخواست یکی بود که نوشتم
بای بای😘
دیدگاه ها (۹)

بخدا که من همیشه تو عکس های شب عید هم همینجوری میوفتم

من کلا اینجوریم من همیشه بعد از کتک کاری با بچه های فامیل ای...

درخواست یکی گفته بود که هنتای بنویس منم اومدم ترکیب کردم امی...

من چهار تا تایپ دارم xnxp

در ادامه...♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤آلا یهو به فکر این افتاد که فرار...

سناریو درخواستی توکیو ریونجرز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط