{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از زنی بدکار نزد عمر گزارش دادند، عمر ابتداء او را تهدید

از زنی بدکار نزد عمر گزارش دادند، عمر ابتداء او را تهدید نموده آنگاه احضارش کرد. زن سخت بهراسید و از شدت فزع او را درد زاییدن
عارض شده به خانه ای پناه برد و پسری از او متولد گردید نوزاد پیوسته گریه می کرد تا این که درگذشت، عمر از شنیدن این خبر بسیار
ناراحت گردید، ترسی فوق العاده به او دست داد، گروهی از مجلسیان او را دلداری داده و گفتند: ای خلیفه! چیزی بر تو نیست. عمر گفت:
بروید و مسأله را از علی علیه السلام بپرسید، و چون پرسیدند حضرت علیه السلام به آنان فرمود: اگر اجتهاد کرده این حکم را به او گفته اید
به حق نرسیده اید، و اگر بدون تأمل گفته اید باز هم خطا کرده اید. و آنگاه به عمر فرمود: دیه فرزندت بر عهده ات می باشد.
دیدگاه ها (۳)

هفته پر باری پیش رو داریم: شنبه معراج حضرت محمد صلی الله علی...

عبدم ولـی عبـد گنه‌کارهم روسیاهم هم گرفتارمعبود من ای حیّ دا...

امشب ، شب ناله در فراق پدری مهربان استکه غیر از چاه و نخل و ...

بر روح تمام شیعیان تیغ زدندبر مردترین مرد جهان تیغ زدندخورشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط