{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا آشنای ما سر بیگانگان نداشت

تا آشنای ما سر بیگانگان نداشت
غم با دل رمیده ما آشنا نبود

👤 شهریار
دیدگاه ها (۱)

کجا روم چه کنم چاره از کجا جویمکه گشته‌ام ز غم و جور روزگار ...

یا رب کجاست محرم رازی که یک زماندل شرح آن دهد که چه گفت و چه...

نیست بی دیدار تو در دل شکیبایی مرانیست بی‌گفتار تو در دل توا...

چی میتونه غم انگیزتر از این بیتِ شهریار باشه:" آزرده دل از ک...

ای غریب آشنا...روی بنمای و پرده از جمال برگیرکه دل من در الت...

یوسف گم‌گشته بازآید به کنعان غم مخورکلبهٔ احزان شود روزی گلس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط