{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک کوزه غزل دارم یک سفره پذیرایی

یک کوزه غزل دارم یک سفره پذیرایی
مهمان منی امشب ای عشق اهورایی
دم کرده هوا اینجا بغضم عطشی دارد
مشتاق نمی باران در مرز شکوفایی
هر کس که ترا دیده لب بسته ز گفتارت
تو مطلع خورشیدی در ظلمت تنهایی
در ذهن عطشناکم تصویر تو می جوشد
چون شرجی بارانی در ساحل دریایی
آئینه سراپا شد تسلیم تما شا یت
من با تو و تو بامن در یک شب رویایی
ای پرچم تقدیست بر بام فلک بر پا
از عشق تو لبریز است این دل دل شیدایی
گردیده (طلا) چون مس در حسرت دیدارت
آتش غزلی گفته با حس زلیخایی !
دیدگاه ها (۱)

ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﮑﻬﺎﯾﺖ " ﺳﺎﺩﻩ " ﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﻋﺘﻤﺎدﻣﯿﮑﻨﺪ ...ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺎ ﺗﻤ...

آسان نبود ولی ....!!!رفتم درون پیله تنهایی خودم .........شای...

یک صبح تازه ...یک تولد دوباره....یک زندگی جدید.هرروز آغاز یک...

اگر بر این باوری که سنگ برایت معجزه میکند، معجزه رخ خواهد دا...

یک کوزه غزل دارم یک سفره پذیراییمهمان منی #امروز ای ...

لا شيء يضاهي رائحة من نُحبولو إعتصرت فرنسابأكملها في قنينة ع...

ما با این آهنگ هابزرگ شدیم یادش بخیر ♥😍تقدیم نگاه قشنگتون مه...

لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

خانه حریری، تبریز یاشاسین تبریز یاشاسین آذربایجان شرقی ✌🏻🇮🇷#...

آسمون کهنو زمین بیهدگه برناگردمدیر یهتیمو فاتحه ای بر خوندمب...

به عشق میسپارمت؛ به ویرانگر ترین نفرین انسان.#دلنویس هیچ آمد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط