.بانو.....آنگاه که وجودِ سیم گونت را.به آغوشِ امنِ چادر مشکیت می سپاری.و آهسته آهستهبر سنگ فرش های خیابان پا می گذاری.تا مبادا...نگاه هرزهٔ نامحرمی٬ متوجه تو شود.....نمی دانی که عظمتِ حیایت....جهانی را محوِ تماشایت کرده است...