جین ویو
جین ویو
اون دخترعه همون بود همونی که تا چند دقیقه پیش داشتم با نگاه های خیره ام میخوردمش
البته خوب خیلی خوشگل بود نمیشد بهش زل نزد
ولی تیر خورد هنوز کم نیاورد و مبارزه میکرد نامجون. رفت کمک کوک و خانواده جئون همرو بیرون کردن کوک آمد کمکم و رفتیم کمک دختره
لیانا
(میدونست از قبل لسماشون رو مثلا وقتی رفتن پیش آقای
جئون برای حال و احوال پرسی جئون معرفیشون کرد
وکوک الان اسم اصلی لونا رو میدونه
لونا خون زیادی از دست داد براش تعجب داشت که چرا نگران افراد شدعه
لیانا رفت بالای سرش و با گریه نامجون رو صدا زد
$ا....اونی
£ج ....ج...جانم
$گر..یه ..ن...کن
£باش
$من.....خو..خوبم
~میتونی بلند شی؟
¢میخوای کمکت کنیم؟
$یااا.......ا...اونی ......مگه اولین باره
£خفه
£ناجون خواهش میکنم اون تنها کسیه که دارم
~اومی جین برو ماشین رو بیار
¢من
~بدوووووو
¢باش
اون دخترعه همون بود همونی که تا چند دقیقه پیش داشتم با نگاه های خیره ام میخوردمش
البته خوب خیلی خوشگل بود نمیشد بهش زل نزد
ولی تیر خورد هنوز کم نیاورد و مبارزه میکرد نامجون. رفت کمک کوک و خانواده جئون همرو بیرون کردن کوک آمد کمکم و رفتیم کمک دختره
لیانا
(میدونست از قبل لسماشون رو مثلا وقتی رفتن پیش آقای
جئون برای حال و احوال پرسی جئون معرفیشون کرد
وکوک الان اسم اصلی لونا رو میدونه
لونا خون زیادی از دست داد براش تعجب داشت که چرا نگران افراد شدعه
لیانا رفت بالای سرش و با گریه نامجون رو صدا زد
$ا....اونی
£ج ....ج...جانم
$گر..یه ..ن...کن
£باش
$من.....خو..خوبم
~میتونی بلند شی؟
¢میخوای کمکت کنیم؟
$یااا.......ا...اونی ......مگه اولین باره
£خفه
£ناجون خواهش میکنم اون تنها کسیه که دارم
~اومی جین برو ماشین رو بیار
¢من
~بدوووووو
¢باش
- ۳.۳k
- ۱۶ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط