{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتی که به احترام دل باران باش

گفتی که به احترام دل باران باش
باران شدم و به روی گل باریدم

گفتی که ببوس روی نیلوفر را
از عشق تو گونه های او بوسیدم

گفتی که ستاره شو ، دلی روشن کن
من هم چو گل ستاره ها تابیدم

گفتی که برای باغ دل پیچک باش
بر یاسمن نگاه تــــــو پیچیدم

گفتی که برای لحظه ای دریا شو
دریا شدم و تـو را به ساحل دیدم

گفتی که بیا و لحظه ای مجنون باش
مجنون شدم و ز دوریـت نـــالیدم

گفتی که شکوفه کن به فصل پاییز
گل دادم و بـا ترنّمت روییــدم
دیدگاه ها (۲)

ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯾﺴﺖ که ﺯلیخا ، ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ!ﻫﺮ ﺯِ ﭼﺎﻩ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﯼ ﯾﻮﺳﻒ ﮐ...

تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده امسرمه بر چشم سیه، شانه ب...

دیوارها هرقدر هم بلند باشنداسیرت نمی کنند، ما پرواز را آموخت...

آمدم عاشق شوم پاییز حالم را گرفتپر زدم تا چشم تو تقدیر بالم ...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

the king of my heart 💜پارت۱۵ادمین خیلی خیلی عالی هستمپارت نر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط