♚ســلام♚
♚ســلام♚
دوستــان اگـه میشــه خواهشآ بخــونیــد
خیــلی زیبـاسـت
یــادمه بـار اولـی کـه خــــوندم این متن رو شبــش تـو خـواب همچیــن صحنـه ای رودیــدم و احسـاس کـردم
خـــوندنش خـالـی از لطــــف نیســت
شاید کمی زیاد باشه ولی چند دقیقه بیشتر طول نمیکشه
خدا : بنده ي من نماز شب بخوان و آن يازده رکعت است .
بنده : خدايا ! خسته ام ، نمي توانم .
خدا : بنده ي من ، دو رکعت نماز شفع و يک رکعت نماز وتر بخوان .
بنده : خدايا ! خسته ام برايم مشکل است نيمه شب بيدار شوم .
خدا : بنده ي من قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان .
بنده : خدايا ! سه رکعت زياد است .
خدا : بنده ي من فقط يک رکعت نماز وتر بخوان .
بنده : خدايا ! امروز خيلي خسته ام !
آيا راه ديگري ندارد ؟
خدا : بنده من قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو يا الله .
بنده : خدايا ! در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم مي پرد !
خدا : بنده ي من همانجا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله .
بنده : خدايا ! هوا سرد است ! نميتوانم دستانم را از زير پتو در بياورم .
خدا : بنده ي من در دلت بگو يا الله ما نماز شب برايت حساب ميکنيم .
بنده اعتنايي نمي کند و ميخوابد .
خدا : ملائکه ي من !
ببينيد من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابيده است
چيزي به اذان صبح نمانده ،
او را بيدار کنيد دلم برايش تنگ شده است
امشب با من حرف نزده .
ملائکه : خداوندا ! دوباره او را بيدار کرديم ، اما باز خوابيد .
خدا : ملائکه ي من در گوشش بگوييد پروردگارت منتظر توست .
ملائکه : پروردگارا ! باز هم بيدار نمي شود !
خدا : اذان صبح را مي گويند هنگام طلوع آفتاب است
اي بنده ي من بيدار شو نماز صبحت قضا مي شود
خورشيد از مشرق سر بر ميآورد .
ملائکه : خداوندا ! نمي خواهي با او قهر کني ؟
خدا : او جز من کسي را ندارد ...
شايد توبه کرد ...
♚ بنده ی من تو به هنگامی که
به نماز می ایستی
من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار
همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که
گویا صد ها خدا داری♚
✘ خــدایـــــا از ســر تقصیـــرات مـا بگـذر
و عـاقبتمــــــون رو خـــتـم
بخــــــــــیــــر کـن ✘
✓ شبتــــــــــــون خـوش و خـــــــرم ✓
دوستــان اگـه میشــه خواهشآ بخــونیــد
خیــلی زیبـاسـت
یــادمه بـار اولـی کـه خــــوندم این متن رو شبــش تـو خـواب همچیــن صحنـه ای رودیــدم و احسـاس کـردم
خـــوندنش خـالـی از لطــــف نیســت
شاید کمی زیاد باشه ولی چند دقیقه بیشتر طول نمیکشه
خدا : بنده ي من نماز شب بخوان و آن يازده رکعت است .
بنده : خدايا ! خسته ام ، نمي توانم .
خدا : بنده ي من ، دو رکعت نماز شفع و يک رکعت نماز وتر بخوان .
بنده : خدايا ! خسته ام برايم مشکل است نيمه شب بيدار شوم .
خدا : بنده ي من قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان .
بنده : خدايا ! سه رکعت زياد است .
خدا : بنده ي من فقط يک رکعت نماز وتر بخوان .
بنده : خدايا ! امروز خيلي خسته ام !
آيا راه ديگري ندارد ؟
خدا : بنده من قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو يا الله .
بنده : خدايا ! در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم مي پرد !
خدا : بنده ي من همانجا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله .
بنده : خدايا ! هوا سرد است ! نميتوانم دستانم را از زير پتو در بياورم .
خدا : بنده ي من در دلت بگو يا الله ما نماز شب برايت حساب ميکنيم .
بنده اعتنايي نمي کند و ميخوابد .
خدا : ملائکه ي من !
ببينيد من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابيده است
چيزي به اذان صبح نمانده ،
او را بيدار کنيد دلم برايش تنگ شده است
امشب با من حرف نزده .
ملائکه : خداوندا ! دوباره او را بيدار کرديم ، اما باز خوابيد .
خدا : ملائکه ي من در گوشش بگوييد پروردگارت منتظر توست .
ملائکه : پروردگارا ! باز هم بيدار نمي شود !
خدا : اذان صبح را مي گويند هنگام طلوع آفتاب است
اي بنده ي من بيدار شو نماز صبحت قضا مي شود
خورشيد از مشرق سر بر ميآورد .
ملائکه : خداوندا ! نمي خواهي با او قهر کني ؟
خدا : او جز من کسي را ندارد ...
شايد توبه کرد ...
♚ بنده ی من تو به هنگامی که
به نماز می ایستی
من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار
همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که
گویا صد ها خدا داری♚
✘ خــدایـــــا از ســر تقصیـــرات مـا بگـذر
و عـاقبتمــــــون رو خـــتـم
بخــــــــــیــــر کـن ✘
✓ شبتــــــــــــون خـوش و خـــــــرم ✓
- ۲.۱k
- ۲۰ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط