دیرگاهی است عهد ما با اشک
دیرگاهی است، عهد ما با اشک
رازهایی است، بی صدا با اشک
چشم می گرید، تا که می لرزد
هم ترازی نیست، در صفا با اشک
پشت دل خم شد، زیر بار غم
می کند زاری، با خدا با اشک
خانه ی غم را، بشکند دیوار
مرغ دل پرّان، در هوا با اشک
سینه ی سوزان، می شود آرام
گر شوم تنها، هر کجا با اشک
عشق پنهانی، هر دلی دارد
می شود رسوا، در نوا با اشک
اشک چشمت “مهر”، می زداید غم
پس بمان با ما، در وفا با اشک.
رازهایی است، بی صدا با اشک
چشم می گرید، تا که می لرزد
هم ترازی نیست، در صفا با اشک
پشت دل خم شد، زیر بار غم
می کند زاری، با خدا با اشک
خانه ی غم را، بشکند دیوار
مرغ دل پرّان، در هوا با اشک
سینه ی سوزان، می شود آرام
گر شوم تنها، هر کجا با اشک
عشق پنهانی، هر دلی دارد
می شود رسوا، در نوا با اشک
اشک چشمت “مهر”، می زداید غم
پس بمان با ما، در وفا با اشک.
- ۱.۲k
- ۱۲ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط