دیرگاهی است، عهد ما با اشک

دیرگاهی است، عهد ما با اشک
رازهایی است، بی صدا با اشک
چشم می گرید، تا که می لرزد
هم ترازی نیست، در صفا با اشک
پشت دل خم شد، زیر بار غم
می کند زاری، با خدا با اشک
خانه ی غم را، بشکند دیوار
مرغ دل پرّان، در هوا با اشک
سینه ی سوزان، می شود آرام
گر شوم تنها، هر کجا با اشک
عشق پنهانی، هر دلی دارد
می شود رسوا، در نوا با اشک
اشک چشمت “مهر”، می زداید غم
پس بمان با ما، در وفا با اشک.
دیدگاه ها (۴)

السلام علیک یا بنت امیرالمومنین یاعقیله بنی هاشم

از غم جدا مشو ،که غنا می دهد به دلاما چه غم، غمی که خدا می د...

از غم جدا مشو که غنا می‌دهد به دلاما چه غم ؟ غمی که خدا می‌د...

از غم جدا مشو که غنا می دهد به دلاما چه غم غمی که خدا می دهد...

نی حدیث راه پُرخون می‌کندقصه‌های عشق مجنون می‌کنددر غم ما رو...

#شام_غریبانامشب شب شام غریبان است و ناله های دل زینب (س) یتی...

نی حدیث راه پرخون می کندقصه های عشق مجنون می کنددر غم ما روز...

به زمین میزنی و میشکنی....عاقبت شیشه ی امیدی را...سخت مغروری...

دامن از چنگ غم یار رها خواهم کردگره از کار دل خون شده وا خوا...

دامن از چنگ غم یار رها خواهم کردگره از کار دل خون شده وا خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط