{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از نهایت شب حرف می زنم

من از نهایت شب حرف می زنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت
شب
حرف می زنم
اگر به خانه ی من آمدی
برای من
ای مهربان !
چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم ....
#فروغ_فرخزاد
#نوشته_عاشقانه #السلام_علیک_یا_ابا_عبدالله_الحسین_🖤
دیدگاه ها (۱۸)

پزشڪے قانونےزیر بار باطل ڪردن شناسنامه ام نرفت میگویندجدائے ...

#السلام_علیک_یا_ابا_عبدالله_الحسین_🖤

دانی از دولت وصلت چه طلب دارم؟ هیچ!یادِ تو، مصلحتِ خویش ببُر...

جانم فدای زلفِ تو آن دم که پُرسَمَتکاین چیست، مویِ بافته؟ گو...

شب در تاریکی بر شهر آبی سایه می اندازدسایه ای در طاقچه قلب م...

خانه دوست کجاست؟» در فلق بود که پرسید سوار.آسمان مکثی کرد.ره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط