{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فرار از دام کیم پارتششم

فرار از دام کیم # پارت_ششم


و بعد روی تخت میشینن وتهیونگ کمکم نزدیک ات میشه لباش رو روی لبهای صورتی و عسلی ات میزاره و مک میزنه
(بعد از20مین یعنی بعد از اهم اهم )
دراز میکشن و میخوابن
(فردا ساعت 11ظهر بیدار میشن )
ات: از خواب بیدار شدم
دیدم ته هنوز خوابه دلم نیومد بیدارش کنم کنارش نشستم و موهاشو ناز میکردم
صورتشو نگاه میکردم
باورم نمیشد
منی که ازش فرار میکردم حالا عاشقش شدم
دلم میخواست بغلش کنم
ولی از خواب بیدار شد
تهیونگ: داشتی چیکار میکردی؟
ات: هی.. هیچی داشتم نگات میکردم
تهیونگ: بیا جلوتر ببینم
تو تو گریه کردی؟
ات: نه نه فکر میکنی
تهیونگ : چرا گریه کردی چرا
ات : خوب میترسم از دستت بدم
تهیونگ: اخ خدا بیا بغلم ببینم.... بیبی کوچولو من گریه کرده
ات: میخره نکن دیگه
تهیونگ: باشه باشه..... نترس من همیشه متعلق به تویم
6(تهیوووووونگگگگگ نمیشه متعلق به من باشی)
ات: خوبه... خوب پاشو دیگه باید بریم
تهیونگ: کجا
ات: شرکت دیگه
تهیونگ: امروز نیاز نیست بریم
ات : تو رئیسی میتونی نری...
تهیونگ : تویم الان زن منی پس نیاز نیست بری
و ات هم ته رو بغل میکنه و میبوسش

کیوتا ببخشید اگه کم بود و جالب نبود واقعا خیلی سیع داشتم زیاد بنویسم و پارت های بیشتری داشته باشم ولیچیزی به زحنم نرسید
بیبی های من پایان فرار از دام کیم
تا رومان جدید بای
دیدگاه ها (۲۳)

30تایی شدنمون مبارک🐻🧸💋🦋

فیک زندگی در قفس.....💗

فرار از دام کیم #پارت-پنجمتهیونگ : باید التماست کنمات: ا...

فرار از دام کیم #پارت-چهارمکیم : سلام (سرد) تا ات میاد سلا...

عشق زخمی p/⁵

فصل دو ( چرا من؟) پارت ۴🗿🎀ات: وایسا وایسا الان ...میخوای پیش...

☆سادیسمی منp/⁷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط