{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت چهارم

پارت چهارم


این پارت یکم هنتای داره دوست نداری نخون
---------------------------
که دیدم یهو شین روم خیمه زد
دست پاچه شدم
ازش پرسیدم
ا/ت :دا..داری چیکار میکنی؟؟
شین:ششش...نگران نباش...
ا/ت:منظورت چی..چیه؟؟چرا نگران نباشم؟؟
شین :آروم بگیر کوچولو...(کالبیم❤️)
شین بلند میشه و در اتاق رو قفل می‌کنه*
ا/ت:هی..ش..شین دا..داری شوخی میکنی...ن..نه؟؟
شین:من کجام شبیه کسیه که شوخی داره؟؟
ا/ت:هی..چرا درو قفل کردی؟؟
شین :چون باهات کار دارم..
ا/ت:چه...چه کاری؟؟
شین:میخوام تو رو مال خودم بکنم..
ا/ت: چی؟؟
شین :شش...نگران نباش فقط-
*صدای در
مانجیرو:شین ، ا/ت سان وقت صبحونه است بیاین
شین:باشه الان میایم...شانس آوردی ا/ت..
*و رفتن برا صبحونه
تو موقع صبحونه:
شین:ا/ت از اینجا کجا میری؟؟
ا/ت: خونم.. چطور؟؟
شین :همینجوری
و....
دیدگاه ها (۴)

دورویاکی 😁😁

سانزو شدمممممممم💥🔪😊

part ۴ استاد جذاب من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط