{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از یخ پرسیدند که چرا اینقدر سردی ؟

از یخ پرسیدند که چرا اینقدر سردی ؟
یخ گفت : من که اولم آب و آخرم آب است؛
پس گرمی را با من چه کار؟
ولی تو اِی انسان
اولت خاک و آخـَرَت هم خاک؛
پس این همه غرور برای چه
دیدگاه ها (۲۷)

من همین قدر که با حال و هوایتگه گاه برگی از باغچه‌یِ شعر بچی...

کاش می‌شد دور از چشمتزنگ می‌زدم به خدا و می‌‌گفتمممنون از هد...

در صداقت عمقی است، که در دریا نیست،در سادگی بلندایی است، که ...

هیچکس را در زندگی مقصر نمی دانم...از خوبان "خاطره" و از بدان...

پرچم بالاست

«خاک این بادیه از برگِ گل آکنده شده‌ست؟یا تنِ توست که در دشت...

دارم خاطراتمون رو مرور می‌کنم؛ لرزشِ دستم را حس می‌کنم وقتی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط