{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه کردی با دل من نازنینم

چه کردی با دل من نازنینم
که هر تا سحر اندوهگینم ؟
مرا دعوت بکن در باغ چشمت
که از باغ تو لبخندی بچینم
دیدگاه ها (۳)

صدبار به سنگ ، کینه بستند مرا از خویش غریبانه گسستند مرا گفت...

آهم که هزار شعله در بردارد صد سلسله کوه را ز جا بردارد من ر...

دگر گوشی به آغوش درم نیست / صدای آشنای باورم نیست بغیر از لا...

آقاي عزيز!١) به همسرت بگو : دوستت دارم!2) واژه « دوست داشتن ...

سحر در گوش جان گفت مرا ابر بهاریکه تا در سینه دل هست تو در د...

یک شهر مرا زیر لبش زمزمه می‌کردجانا تو بگو با من دیوانه چه ک...

♥️.من همین قدر ڪـهبا حال و هوایت ،ڪَـه ڪَـاه ، برڪَـی از باغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط