باران ببار آهستهتر، شاید نگارم میرسد
باران ببار آهستهتر، شاید نگارم میرسد
او آمده در خاطرم، دیگر کنارم میرسد
باران تومیدانی که من،گریان رویش میشوم
شانه بدستم منتظر،حیران مویش میشوم
شاید که اوگم میکند،هر شب مسیر خانه را
من میروم تا بشنـود، امشب صدای ناله را
گمگشته من بودم چرا، دیگر نمیبینم رخش
من اکتفا کردم به آن،پیغام صبح بلبلش
ای عاشقان ای عاشقان،او درنظر دارد مرا
دانم که او از هر خطر،چون بر حظر دارد
او آمده در خاطرم، دیگر کنارم میرسد
باران تومیدانی که من،گریان رویش میشوم
شانه بدستم منتظر،حیران مویش میشوم
شاید که اوگم میکند،هر شب مسیر خانه را
من میروم تا بشنـود، امشب صدای ناله را
گمگشته من بودم چرا، دیگر نمیبینم رخش
من اکتفا کردم به آن،پیغام صبح بلبلش
ای عاشقان ای عاشقان،او درنظر دارد مرا
دانم که او از هر خطر،چون بر حظر دارد
- ۳۲۳
- ۰۳ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط