ﺩﺭﻗﻄﺐ ﺷﻤﺎﻝ ﮔﺮﮒﻫﺎﺭﺍاینگونه ﺷﮑﺎﺭمیکنند:
ﺩﺭﻗﻄﺐ ﺷﻤﺎﻝ ﮔﺮﮒﻫﺎﺭﺍاینگونه ﺷﮑﺎﺭمیکنند:
ﺭﻭﯼ ﺗﯿﻐﻪ ﺍﯼ برنده مقداری ﺧﻮﻥ می ریزند
ﻭ
ﺁﻥﺭﺍ ﺩﺭﻗﺎﻟﺐ ﯾﺨﯽ ﻗﺮﺍﺭداده ﻭﺩﺭﻃﺒﯿﻌﺖ ﺭﻫﺎمیکنند.
ﮔﺮﮒ ﺁﻥﺭﺍمی بیند،یخ رابه طمع ﺧﻮﻥ ﻟﯿﺲ ﻣﯿﺰﻧﺪ.
ﯾﺦ روی تیغه کم کم ﺁﺏ میشود
ﻭ
ﺗﯿﻐﻪ ی تیز،ﺯﺑﺎﻥ سردوبی حس شده ﮔﺮﮒ ﺭﺍمی بُرد.
ﮔﺮﮒ ﺧﻮﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ می بیند
ﻭ
به ﺗﺼﻮﺭوخیال اینکه ﺷﮑﺎﺭوطعمه ﺧﻮﺑﯽ پیداکرده،
ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻟﯿﺲ میزند
اما
نمیداند
یا
نمی خواهدبداندکه
باآن حرص وصف ناشدنی وشهوت سیری ناپذیر،
داردﺧﻮﻥ ﺧﻮﺩش ﺭﺍمیخورد!
ﺁﻥﻗﺪﺭﺍﺯآن ﮔﺮﮒ زبان بسته ﺧﻮﻥ میرود
تا
به دست خودش کشته میشود.
نه گلوله ای شلیک میشود
و
نه حتی نیزه ای پرتاب!
اما
گرگ باهمه غرورش سرنگون میشود.
طمع،
پول،
قدرت،
تکبر،
فخرفروشی،
خیانت،
جنایت،
حب جاه ومقام،
احساس بی نیازی
و
بی مسئولیتی درقبال هم نوع،
میتواند
هرانسانی رابه سرنوشت این گرگ قطب گرفتارکند.
هلاکت به دست خودش،
نه گلوله ای،نه نیزه ای.
ﺭﻭﯼ ﺗﯿﻐﻪ ﺍﯼ برنده مقداری ﺧﻮﻥ می ریزند
ﻭ
ﺁﻥﺭﺍ ﺩﺭﻗﺎﻟﺐ ﯾﺨﯽ ﻗﺮﺍﺭداده ﻭﺩﺭﻃﺒﯿﻌﺖ ﺭﻫﺎمیکنند.
ﮔﺮﮒ ﺁﻥﺭﺍمی بیند،یخ رابه طمع ﺧﻮﻥ ﻟﯿﺲ ﻣﯿﺰﻧﺪ.
ﯾﺦ روی تیغه کم کم ﺁﺏ میشود
ﻭ
ﺗﯿﻐﻪ ی تیز،ﺯﺑﺎﻥ سردوبی حس شده ﮔﺮﮒ ﺭﺍمی بُرد.
ﮔﺮﮒ ﺧﻮﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ می بیند
ﻭ
به ﺗﺼﻮﺭوخیال اینکه ﺷﮑﺎﺭوطعمه ﺧﻮﺑﯽ پیداکرده،
ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻟﯿﺲ میزند
اما
نمیداند
یا
نمی خواهدبداندکه
باآن حرص وصف ناشدنی وشهوت سیری ناپذیر،
داردﺧﻮﻥ ﺧﻮﺩش ﺭﺍمیخورد!
ﺁﻥﻗﺪﺭﺍﺯآن ﮔﺮﮒ زبان بسته ﺧﻮﻥ میرود
تا
به دست خودش کشته میشود.
نه گلوله ای شلیک میشود
و
نه حتی نیزه ای پرتاب!
اما
گرگ باهمه غرورش سرنگون میشود.
طمع،
پول،
قدرت،
تکبر،
فخرفروشی،
خیانت،
جنایت،
حب جاه ومقام،
احساس بی نیازی
و
بی مسئولیتی درقبال هم نوع،
میتواند
هرانسانی رابه سرنوشت این گرگ قطب گرفتارکند.
هلاکت به دست خودش،
نه گلوله ای،نه نیزه ای.
- ۱.۵k
- ۱۹ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط