#اوکی

#اوکی
صبح
+رفتیم قسمت مسابقه ها استرس داشتم که تهیونگ گفت
-استرس داری
+اوهوم
-دستشو گذاشت روی دستش
+(چیکار میکنه واییی قلبم چرا تند میزنه هوفففف)ممنون
-🙂
...
+گربه لاین جلومو پوشش بده
#باشه
@من یکیشونو کشتم
+خوبه...هوراااا بردیم لیلیلی
....
؟خانم اسمایلینگ چه استراژی استفاده میکنید مراحلشو میتونید بگید
+اومم اینو نمیتونم بگم ولی از استراژی چهار به یک استفاده میکنیم
؟خب مردم عزیز ایم مصاحبه همین جا تموم میشه
...
+خب پس فردا دوباره مسابقه داریم؟؟
~اره
+خوبه

ویو خونه
+می خوام با کیم جونگ سوک مسابقه بدم
@اونم قویه باید حواست باشه
+اوکی
∆همه دور جنی جمع شده بودن بجز تهیونگ اونا بازی میکردن و لایو استریم گرفته بودن که جنی برد و جونگ سوک برادر کوچکتر و چینی کره ای تهیونگه و اونم عاشق جنی شده بود و پایکاهشون دقیقا یک کیلومتر با پایگاه اصلی فاصله داشت
فردا
+بیدار شدم کارامو کردم و رفتم پایین که در زده شد درو باز کردم که...
دیدگاه ها (۰)

#میکاپ_آرتیست_من

| Part*42*جیمین: «لارا، معرفی نمی‌کنی؟»لارا: «چرا که نه.»نزد...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁹ویو: اتبا صدای گوشیه جونگ‌کوک از...

معامله p30آن روز، بالاخره صبر تهیونگ تمام شد.در اتاق با صدای...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖+همه خوردن رفتن هرکس ی جایی رفت منم پاشدم رفتم‌توی حیات...

پارت ۹ (ویو یونمین)«خب جونک‌کوک‌....ساعت ⁶:³² هست دیگه باید ...

ادامه.....ا.ت و جیمین رفتن بیرون و با چیزی که دیدن خشکشون زد...

استاد من ۳

شب تولدم فصل 3پارت11جونگ کوک: با بچه که طرف نیستی با مافیا ط...

رفتار سرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط